صائن الدين على بن تركه
188
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
من كعبه و بتخانه نمىدانم و دانم * كآنجا كه تويى كعبهء ارباب دل آنجاست [ 359 ] و هرجا كه مسكن و موطن آن حضرت قدس نزهت است ، در چشم من همان است بيت المقدّس ، كه به واسطهء آنكه نور ديدهء من آنجا مستقرّ جمال با كمال گردانيده ، در آنجا دل و ساير قواى باطن من قرار مىگيرد . « 1 » طواف حاجيان در كعبه باشد * طواف عاشقان در كوى جانان [ 360 ] و مسجد اقصاى من آن زمين است كه دامان رداى باصفاى او بر آن كشيده است و مدينه و طيبهء « 2 » من همان خاك كه بر آنجا رفته . « 3 » سالها سجدهء صاحبنظران خواهد بود * بر زمينى كه نشان كف پاى تو بود و وجه تخصيص هر يك از اين مواطن بدين عبارات بر مسترشد فطن پوشيده نماند . ( 32 ب ) * * * [ 361 ] مواطن أفراحي و مربى مآربي * و أطوار أوطاري و مأمن خيفتي « 4 » [ 362 ] مغان بها لم يدخل الدّهر بيننا * و لا كادنا صرف الزّمان بفرقة [ 363 ] و لا سعت الأيّام في شتّ شملنا * و لا حكمت فينا اللّيالي بجفوة [ 364 ] و لا صبّحتنا النّائبات بنبوة * و لا حدّثتنا الحادثات بنكبة « 5 » [ 365 ] و لا شنّع الواشي بصدّ و لا قلى * و لا أرجف اللّاحي ببين و سلوة [ 366 ] و لا استيقظت عين الرّقيب و لم تزل * علىّ لها في الحبّ عيني رقيبتي چون « 6 » از وجه اختصاص جزئيّات زمان و مكان به جهات امتيازى ايشان تفصّى نمود ، اشارتى على سبيل الإجمال ، به علوّ عاشق متحقّق مىكند كه عوادى زمان و مكان ، پيرامون قدر آن را به گرد حدوث و امكان نتوانند آلود ؛ كه آرامگاه بهجت و شادمانيهاى من و مراقب مطالب و كامرانيها و اطوار اختلافات حاجات و لذّات و امانگاه خوف بليّات ، [ 362 ] منازلى است كه در آنجا طوارق دهر مجال دخول ندارد ؛ و صوارف زمان
--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . ال : مدينهء طيّبه . ( 3 ) . تب فر : + بيت . ( 4 ) . ال : خيفة . ( 5 ) . ال : بيت 363 و 364 را جابجا نوشته است . ( 6 ) . تب : چه .